أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

110

قانون ( فارسى )

گندبيدستر و شكوفهء گورگياه و كوشنه و ثمر سرو و ثمر سرو كوهى و گياه شير سگ و عاقرقرحا معالجه كن ! غذا خفيف باشد ، در روغنها و داروهاى آبكى احتياط كن ، زيرا ممكن است رطوبت روغنها بر نيروى داروها غالب آيد مگر اينكه قوت داروها بسيار باشد . و بايد سر را ماساژ داد و پوشانيد و مشك را ببويد . اگر رطوبت انگيزهء سبات همراه ماده و مادهء بلغم باشد . بايد اولا به وسيلهء امالهء قوى تخليه نمايى ، و كارى كنى كه قى كند . و اگر از بلغمى است كه در معده به هم آمده است بايد تنقيه را با دارويى كه در اين مورد مفيد است و در جاى خود ذكر خواهيم كرد انجام دهى . و داروهاى آبكى ماليدنى پخته گرداننده و نيرومند و به بينى كشيدنيها و عطسه‌آورها و داروهاى غرغره و ساير علاجهايى را كه در قانون قبلا ياد گرفته‌اى استعمال نمايى . و از جملهء معالجات سبات يكى آن است كه بيمار چيزهايى را ببيند يا بشنود كه از آن غمگين گردد . در چنين حالت بيمارى غم بر تفكر چيره مىشود و بيمار را از فكر كردن بازمىدارد و در نتيجه نفس تحريك مىشود و بيمار را به حالت تندرستى سابق برمىگرداند . و يكى از داروهاى مشهور براى بيمارى سبات « قلقند : زاج سبز » بر سوراخ بينى ماليدن و مسح كردن روى با سركه و بستن اندامان پايينى و به كار بردن عطسه‌آورها است . فصل دوم بيدارى و بىخوابى بيدارى حالتى را گويند كه روان نفسانى جانداران مشغول به كار انداختن ابزارهاى حسى و جنبشى است . بىخوابى حالتى را مىناميم كه بيدارى به حد افراط برسد و از حالت عادى و طبيعى پا فراتر گذارد . بىخوابى مىتواند انگيزه‌هاى مختلف داشته باشد : 1 - انگيزه‌اش گرمى و خشكى مزاج ناشى از گرمى آتشين روان است و روان آتشين در اين حالت همواره به سوى بيرون در حركت است . گرمى بيشتر در اين حالت سبب است و گرمى پيشتاز سببهاى بىخوابى است . 2 - شايد رطوبت بوركى در مغز جاى گيرد و سبب بىخوابى شود . 3 - درد و فكر كه بسيار و عمومى باشد ممكن است سبب بيمارى بىخوابى شوند . 4 - روشنايى يا روشن كردن جاى براى كسانى كه آمادهء ابتلاء به بىخوابى هستند سبب بيمارى بىخوابى مىشود . 5 - سوء هضم و پر شدن معده از خوراك بيش از اندازهء لازم .